مشرق قديم، يا مهد تمدنهاى كنونى، شامل ممالكى بود، كه بى يا با فاصله به سواحل شرقى درياى مغرب اتصال مي يابد. حدود آنرا بالاتر نموده ايم. اين صفحات پهناور شامل واديهاى حاصلخيز، رودهاى معظم، كويرها، كوهستانها، سواحل دريا و جزاير بسيار است.
تاريخ ايران قديم قسمتى از تاريخ مشرق قديم است و اين تاريخ، چنانكه گفته اند، فصل اول گذشته هاى بشر يا توصيف تمدّنهائى است كه به تمدن يونانى پيوسته، اين تمدن هم به تمدنهاى ديگر اتصال يافته و بدين نحو مانند سلسله دودمان يا خانوادهاى عهدا بعد عهد تا زمان ما ممتد است.
اسنادى كه تاريخ را بر آن مبتنى مي دارند از چهار قسم خارج نيست: ۱- نوشته هاى اشخاص معاصر، كتيبه ها، مسكوكات، سالنامه ها و خاطره ها. ۲- آثار عتيقه. ۳- نوشته هاى اشخاص غير معاصر. ۴- نتيجه تحقيقات باستان شناسان در نژاد، مذهب، زبان، صنايع، حرف و آنچه درجه تمدّن قومى را نشان ميدهد.
خط هم مانند زبان به عقيده اهل فن به مرور دهور پديد آمده و خردخرد ترقى كرده تا بدين مرحله رسيده. معلوم است، كه تمام ملل يا اقوام در ايجاد و ترقى خط شركت نداشته اند، زيرا بسيارى از اقوام خط را از قومى ديگر اقتباس كرده اند.
بشر ابتدائى جز با فرياد و اشاره نميتوانسته بنحو ديگر مطلب خود را بيان كند. بعد كه ترّقى كرده زبانش داراى لغاتى گشته و اين لغات هم غالبا عبارت از اسماء و ادوات ندا بوده. در اين مرحله انسان براى ايجاد لغات از صداهاى طبيعى تقليد ميكرده
اين بشر كه اكنون روى زمين زندگانى ميكند بشر اوّلى نيست، يعنى انواعى از بشر يكى پس از ديگرى آمده دهها هزار سال زندگانى كرده و منقرض شده رفتهاند. مثلا بشرى كه قبل از بشر كنونى روى زمين ميزيسته بعقيده بعض علماء چهل هزار سال دوام داشته است
تاريخ از زمانى شروع ميشود، كه شهادتهاى كتبى و تاريخى راجع بوقايع و حوادث آن زمان بدست آمده. اعصار و دهورى، كه قبل از آن گذشته ازمنه قبل از تاريخ بشمار ميرود. علماء معرفت الارض يا زمينشناسى و نيز علماء آثار عتيقه هنوز موفق نشدهاند مدت ازمنه پيش از تاريخ را، ولو تقريبى هم كه باشد، معين كنند.
فهرستی از اسامی کسانی که در واقعه ی عاشورا نقش آفرینی کرده و در قتل فرزند نوه ی رسول الله (ص) دخیل بودند به همراه درج سرانجام و چگونگی مرگ آن ملعونین که من الازل والی الابد مورد لعن و نفرین پیروان و محبین رسول الله (ص) و خلفای راستینش واقع هستند .
اين بشر كه اكنون روى زمين زندگانى ميكند بشر اوّلى نيست، يعنى انواعى از بشر يكى پس از ديگرى آمده دهها هزار سال زندگانى كرده و منقرض شده رفتهاند. مثلا بشرى كه قبل از بشر كنونى روى زمين ميزيسته بعقيده بعض علماء چهل هزار سال دوام داشته است
آدم (ع) پـس از حـدود هـزار سـال از جـهـان بـرفـت و شـيـث را وصـىّ خـود گـردانـيـد. شـيـث پـس از كه با آن ها مردم زمان خود را كه همگى از نوه ها و نواده هاى آدم بودند، بـه ۹۱۲ سـال از دنـيا رفت و خداى تعالى پنجاه صحيفه بدو داده بود.
در اعصار قبل از تاريخ، قبل از مهاجرت بنى سام به بابل، شاخه اى از اين اقوام از عربستان از راه دريا به مصر رفته. قرابت زبانهاى سامى با زبان مصرى نه فقط از ريشه هاى لغات هويدا است، بلکه از حيث صور نحوى و صرفى، سه حرفى بودن ريشه ها و برترى اهميت حروف ساكن بر اهميت حركات اين مطلب روشن است.
نـام زكـريـا در چـهار سوره از قرآن كريم ذكر شده كه به ترتيب عبارتند از سوره هاى آل عمران، انعام، مريم و انبيا. در سوره انعام فقط به ذكر نام آن حضرت، ولى در آن سه سوره ديگر، شمه اى از احوالات او نيز ذكر شده است.
در سوره آل عـمـران،داسـتـان كـفـالت آن حـضـرت از مريم دختر عمران و مادر عيسى ذكر شده است
نام حضرت یحیی (ع) در قرآن بيشتر در ضمن داستان پدرش زكريا آمده است؛ مـانـنـد: سـوره عـمـران، انـعـام، مـريـم و انبياء و تنها در سوره مريم به طور جداگانه فـضـيلت هايى از يحيى ذكر شده و برخى از موهبت ها و و الطاف الهى به آن حضرت نام بـرده شـده اسـت.
تپه هائى كه در صفحات مجاور فرات و دجله واقع است از ديرگاه توجه سياحان و مسافرين را بخود جلب ميكرد و حدس مي زدند كه بايد زير اين تپه ها خرابه ها و آثار شهرهاى قديم باشد. در اواخر قرن هيجدهم، بشام نماينده پاپ در كلده …
حضرت لوط (ع) به ابراهيم ايمان آورد و همراه وى به فلسطين مهاجرت كرد. جمعى او را برادر زاده ابراهيم يعنى فرزند هارون بن تارخ مى دانند. نـام لوط در ۱۴ سوره از قرآن كريم ذكر شده كه در ۱۱ سوره از آن ها نام قوم او و بحث و گـفـت وگـوى آن حـضـرت بـا آن هـا نـيـز بـه اجـمـال و تـفـصـيـل آمـده اسـت.
علمائى، كه در تاريخ مشرق قديم تتبّع كرده اند، بنابر آثار و اسنادى كه بدست آمده، سكنه مشرق قديم را از شش نژاد دانسته اند: سومريها، ساميها، حاميها، عيلاميها، هيتها، آريانها. ساميها و حاميها از جنوب حركت كرده سوريه و بين النهرين و افريقاى شمالى را اشغال كردند.
نوح (ع) سه پسر داشت: سام، حام و يافث. تمام مللى، كه ريشه لغات زبانشان ريشه لغات عبرى است، از شاخه بنى سام سفيدپوستها مي باشند، اينها عبارتاند از بابلی ها، آسوريها، فينيقىها، كنعانيان، آرامىها، كلدانيان، يهود بمعنى اعم (يعنى با بنى اسرائيل و غيره) و اعراب با آن قسمتى كه به حبشه رفته اند.
قـبـل از پـرداخـتـن بـه زنـدگـى مـوسـى لازم اسـت بـه طـور اخـتـصـار وضـع بـنـى اسـرائيـل را در كـشـور مصر از نظر بگذرانيم و از مشكلاتى كه داشتند و شكنجه و آزارى كـه از قـبـطـيـان و فـرعـون زمـان خـود مـى ديـدنـد، اطـلاع يـابـيـم، سـپـس بـه شـرح حال موسى و هارون بپردازيم.
آريانها يكى از شعب مردمان هند و اروپائى اند. از حيث تحقيقاتى، كه راجع به مردمان هند و اروپائى می شود، شعبه آريانى شعبه اولى است، زيرا آثار تاريخى و ادبى آنها از قرن چهاردهم ق. م شروع شده، و حال آنكه آثار ادبى يونانى و ايطاليائى بالنسبه جوانتر و آثار ادبى پنج شعبه ديگر نسبت به آثار يونانى و ايطاليائى تازه تر است.
در عهد قديم عيلام اطلاق ميشد به مملكتى، كه از اين ولايات تركيب يافته بود: خوزستان، لرستان، پشتكوه، كوه هاى بختيارى. حدود اين مملكت از طرف مغرب دجله بود، از طرف مشرق قسمتى از پارس، از سمت شمال، راهى كه از بابل به همدان ميرفت و از سمت جنوب خليج پارس تا بوشهر.
آسورى ها مردمى بودند از نژاد سامى، كه با مردمان سامى نژاد ديگر در بابل زندگانى ميكردند. در ازمنه بعد آسورى ها مهاجرت كرده، به قسمت وسطاى رود دجله و كوهستانهاى مجاور رفته، در آنجا دولت كوچكى ساختند، كه موسوم به آسور شد. اين اسم از اسم ربّ النوعى است، كه پرستش ميكردند و (آسور) نام داشت.
نـام حـضـرت ايـوب بـه عـنـوان يـكـى از پـيـمـبـران نـمونه الهى در شكيبايى، استقامت و شـكـرگزارى در چهار سوره از سوره هاى قرآن كريم ذكر شده و خداوند نام او را در زمره جـمـعـى از پـيـمبران كه به ايشان وحى شده، ذكر فرموده و مى گويد: به ابراهيم، اسـمـاعـيـل، اسـحـاق، يـعـقـوب، اسـبـاط، عـيـسـى، ايوب، يونس، هارون و سليمان وحى كرد.
قـبـل از پـرداخـتـن بـه زنـدگـى مـوسـى لازم اسـت بـه طـور اخـتـصـار وضـع بـنـى اسـرائيـل را در كـشـور مصر از نظر بگذرانيم و از مشكلاتى كه داشتند و شكنجه و آزارى كـه از قـبـطـيـان و فـرعـون زمـان خـود مـى ديـدنـد، اطـلاع يـابـيـم، سـپـس بـه شـرح حال موسى و هارون بپردازيم.
در این زندگینامه سعی بر این شده است که بدون هیچ گونه نگاه متعصبانه، مروری مختصر بر زندگینامه امام عصر (ع)، قائم منتظر داشته باشیم، امید است در این راه موفق بوده باشیم.
بشر ابتدائى جز با فرياد و اشاره نميتوانسته بنحو ديگر مطلب خود را بيان كند. بعد كه ترّقى كرده زبانش داراى لغاتى گشته و اين لغات هم غالبا عبارت از اسماء و ادوات ندا بوده. در اين مرحله انسان براى ايجاد لغات از صداهاى طبيعى تقليد ميكرده
مصر هميشه بيش از ممالك ديگر مشرق قديم توجه اروپائيان را بخود جلب ميكرد. خبرى هست كه روميهاى قديم هم به مصرشناسى توجه داشتند و اشخاصى بودند مانند آممينمارسلن و غيره كه خطوط مصرى را بی غلط مي خواندند.
اسنادى كه تاريخ را بر آن مبتنى مي دارند از چهار قسم خارج نيست: ۱- نوشته هاى اشخاص معاصر، كتيبه ها، مسكوكات، سالنامه ها و خاطره ها. ۲- آثار عتيقه. ۳- نوشته هاى اشخاص غير معاصر. ۴- نتيجه تحقيقات باستان شناسان در نژاد، مذهب، زبان، صنايع، حرف و آنچه درجه تمدّن قومى را نشان ميدهد.
فهرستی از اسامی کسانی که در واقعه ی عاشورا نقش آفرینی کرده و در قتل فرزند نوه ی رسول الله (ص) دخیل بودند به همراه درج سرانجام و چگونگی مرگ آن ملعونین که من الازل والی الابد مورد لعن و نفرین پیروان و محبین رسول الله (ص) و خلفای راستینش واقع هستند .
در این زندگینامه سعی بر این شده است که بدون هیچ گونه نگاه متعصبانه، مروری مختصر بر زندگینامه امام عصر (ع)، قائم منتظر داشته باشیم، امید است در این راه موفق بوده باشیم.
در این زندگینامه سعی بر این شده است که بدون هیچ گونه نگاه متعصبانه، مروری مختصر بر زندگینامه امام حسن عسكرى (ع)، ابن الرضا داشته باشیم، امید است در این راه موفق بوده باشیم.
در این زندگینامه سعی بر این شده است که بدون هیچ گونه نگاه متعصبانه، مروری مختصر بر زندگینامه امام هادی (ع)، ابو الحسن ثالث داشته باشیم، امید است در این راه موفق بوده باشیم.
تاريخ آريانهاى ايرانى بچهار قسمت تقسيم ميشود: عهد قديم، كه از آخر قرن هشتم ق. م شروع شده در نيمه قرن هفتم ميلادى خاتمه می يابد. عهد متوسط، كه از نيمه قرن اوّل هجرى تا بدو سلطنت صفويّه امتداد يافته. عهد سوّم، از دوره صفوّيه تا آغاز مشروطيّت ايران امتداد مى يابد. عهد چهارم، از ابتداى مشروطيّت تاكنون.
آريانها يكى از شعب مردمان هند و اروپائى اند. از حيث تحقيقاتى، كه راجع به مردمان هند و اروپائى می شود، شعبه آريانى شعبه اولى است، زيرا آثار تاريخى و ادبى آنها از قرن چهاردهم ق. م شروع شده، و حال آنكه آثار ادبى يونانى و ايطاليائى بالنسبه جوانتر و آثار ادبى پنج شعبه ديگر نسبت به آثار يونانى و ايطاليائى تازه تر است.
علماء زمين شناسى را عقيده اين است، شكل جغرافيائى فلات ايران كه در اعصار معرفت الارضى كره ما صورتى داشته غير از آنچه اكنون دارد، يعنى درياها و برّها شكلى ديگر داشته اند و آب و هوا هم طورى ديگر بوده، مثلا آب و هواى اروپا گرمتر از آن بوده، كه اكنون احساس ميشود، زيرا حيواناتى در قارّه مزبور می زيسته اند.